مادر ایران

بخوان مادر، بخوان
صبورانه سرودِ سِرِّ آزادی بخوان، که گوش داریم
اگر خسته ولی بسته دل و جانی به فردایی
که با تو، خدانور وار به رقص آییم
اگر همچون هزاران مرغِ  پَر بسته رَخت زِ تو بَستیم
بِدان فردایی روشن تر چو سیمرغی به سوی توست که بازآییم

بِدان مادر، بِدان
که ما هم از ظلمِ ناپدربانان بیزاریم
در آن فردا تو را با همسری هم جنس و هم رویاست که می یابیم
تو را با زیوَری از جنسِ آبادی می آراییم
همه با هم سرودی از همایِ مهر، همایون وار می خوانیم
و نو ناز دخترانت را ندا، ژینا و نیکاهاست که می نامیم

بمان مادر، بمان
که ما آهسته و خسته ولی هر روز و پیوسته
به سوی توست که در راهیم
و این بار یک قَسَم داریم که تا جان در بدن داریم
برای تو، بَر سَرَت خورشیدِ تابان را نگه داریم

Previous
Previous

نوش دارو

Next
Next

مویِ تو