Persian Sina Hafezi Persian Sina Hafezi

چَلیپا

تو اِی دستِ تقدیر، قلم دارِ حق
به پاسِ دَواتِ دِل نا‌‌چَلیپا نشو
به چشمِ همه در اوجِ بیگانگی
….تو پنهان بمان و هویدا نشو

Read More
Persian Sina Hafezi Persian Sina Hafezi

چشم هایش

لب هایش شاید، ولی چشم هایش دروغ نمی گفتند
اَخم هایش شاید، ولی افکارش جز شعرِ پُر فروغ نمی گفتند
او خسته بود و دل بسته
چون دست هایش جُز دستانی ناشلوغ نمی جُستند

Read More
Persian Sina Hafezi Persian Sina Hafezi

هنر

گفتم آن دزدانِ بی دل، خیره سَر
گَشت، گذشت ایام و شد سیزدَه به دَر
هیچ سُنبه سوراخم ندیدید یک گُهَر
…جز به یک گَنجه که بود در کُنجِ سَر

Read More