Persian Sina Hafezi Persian Sina Hafezi

سیناز

در همان لحظه که بر پرده‌ای پایان شدم
باز تو را دیدم و با پرتو‌ اَت آغاز شدم

این سرآغازِ من و قصه‌ی ما هر چه که بود
….شاه بیتِ غزل بود و بِسان شعرِ هم‌آواز شدم

Read More
Persian Sina Hafezi Persian Sina Hafezi

آنِ من شوی

گفت دانه جوانه نَشَوَم
مگر تو خاکِ من شَوی
شرابِ نابت نشوم
….مگر تو تاکِ من شوی

Read More
Persian Sina Hafezi Persian Sina Hafezi

دستِ کارگردان

چشم ها در گوشه ها پنهان بود
گوش ها با چشمه ها اخوان بود
صحنه از ریز و درشت حیران بود
…جنگ در آن بازیِ شب شیطان بود

Read More
Persian Sina Hafezi Persian Sina Hafezi

مهتاب

ماه باش
هر چند ستاره ای نیست، اما چراغ شب شد
…مهتاب، بازتاب آفتاب است

Read More
Persian Sina Hafezi Persian Sina Hafezi

نورا

گفتنش نورا که زیبایی
بده از یار نشان، نامی، نگاهی
گفت چو موسی را به سین آیی
بگو یاهی، شِنو زان مو سیاهی

Read More