Persian Sina Hafezi Persian Sina Hafezi

نوروز

شُکرِ یزدان را که گشتیم بارِ دیگر گردِ شمس
تا چو هر سین آن ضیافت را به هفت پرتو شویم
چون شکوفه در بهاران، پیله را پروانگی
باشد ای ایزد که روزی همچو نوروز بر زمین ما نو شویم

Read More
Persian Sina Hafezi Persian Sina Hafezi

میدان

در میانِ شهرِ ما قلعه‌ای کهنه به شب منسوب بود
رو به میدانی بزرگ، گوشه‌ای را پنجره از چوب بود

قلعه پُر بود از پرنده، مادِه، نَر، خوش بال و پَر
….مُرغِ ما محبوبِ مَه اما به شَه مغضوب بود

Read More